دلیل سرخی غروب چیست ؟
خورشید خون گریه
کرده است
یا
از سر انگشت شب
می چکد خون خورشید ؟
پ . ن یکم : خوبید ؟
پ . ن دویم : حالم از هر چی حرف زدنه به هم می خوره .
پ . ن سیم : سفر نامه ی یک خطی : پنج شنبه رفتم تهران نمایشگاه کتاب ، مردم بس که راه رفتم ، جمعه هم رفتم کاخ موزه سعد آباد ، خیلی قشنگ بود ، شنبه هم برگشتم شیراز .
پ . ن چهارم : از شهر تهران نیز ، حالم به هم می خوره .
پ . ن پنجم : تهران یعنی : ووی ووی ووی و سه تا نقطه برا ادامش ...
پ . ن ششم : البته پارسال و سال قبل از پارسال اومده بودم ، ولی امسال تهران خیلی : ووی ووی ووی بود .
پ . ن هفتم : یکی به دادم برسه واویلا / یه سر دارم هزاز ، هزار تا سودا
بعد از تحریر : نمی دونم چی بگم ها !
نمی دونم چی بگم یکم : جالبه ، همین جور که داشتم وب گردی می کردم ، دو تا وبلاگ دیدم که چند تا از طرح های من رو توو وبلاگ خودشون قرار دادند ، بدون این که اسمی از من ببرن ، جالب نیست ؟
چی می تونم بگم ؟ هم خنده ام گرفته ، هم عصبانیم ، هم به حال این های که این کار کردن تاسف می خورم.
نمی دونم چی بگم دویم : من فقط برا خودم ناراحت نیستم ، فکر نکنید حالا چون چند تا از طرح های من دزدیده شدند ناراحتم و داد وهوار راه انداختم ، نه ، فقط دلم از این می سوزه که کی یاد می گیرم که به حق و حقوق دیگران احترام بزاریم ؟ از رد شدن از چراغ قرمز تا استفاده از وسایل دیگران تا دزدیدن فکر و اندیشه ی این و آن ، مگه مهمترین حق نزد خدا حقوق دیگران نیست ، که اسم دینیش حق الناس هست ؟
نمی دونم چی بگم سیم : حداقل کاش وقتی یه مطلب رو از جای دیگه بر می داریم به منبع مطلب اشاره کنیم ، دزدی که فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست .
نمی دونم چی بگم چهارم : فقط کافیه یه کم آدم باشیم...
این هم آدرس وبلاگ ها :
http://www.khat-faseleh.blogfa.com/ به پست های ۹۸۲ و ۹۸۳ توجه کنید .
http://www.4b4.blogfa.com/ این یکی که دیگه کل طرح ها وشعرهای من رو توو وبلاگش گذاشته .