تبليغاتX
کاهوسکنجبین







کاهوسکنجبین

من نمی دانم
مامورهای پست
وسوسه نمی شوند
بسته ها و نامه ها را
باز کنند
جمله ها و غصه ها را
خط به خط آواز کنند ؟

دوشنبه 30 مهر1386حسن اسماعیل زاده |

دیوانه ام
به دنبال چاهی
                    برای انداختن
                                      سنگ

پ . ن یکم : قابل توجه کسانی که می گفتن : روز تولدت کی هست
 سه شنبه ۲۴ / ۷  بزرگتر می شوم ، نه به روایت شناسنامه ، به قول خودم ، به اطمینان مادر بزرگم
پ . ن دو یم : این روزها سرم شلوغ است حسابی
دور و برم خلوت و ساکت ، درونم...
احساس می کنم چهار ، پنج تا هندونه رو با یه دست بلند کردم
یکی بیاد چند تاش رو ازم بگیره تا نشکسته
دوشنبه 23 مهر1386حسن اسماعیل زاده |

 به خاطری حذف شد...
دوشنبه 16 مهر1386حسن اسماعیل زاده |

میخوام درباره ی یه نفر به اسم " علی "  باشما حرف بزنم :
علی میگه : به خدا سوگند که دنیای شما در نزد من ، پست تر وحقیر تر از استخوان خوکی در دست جذامی است .
یا میگه : استخوان در گلو و خار در چشم صبر کردم ، صبر .
جای دیگه میگه : اگه پرده ها برچیده شوند ذره ای بر ایمان من افزوده نخواهد شد .
یعنی خدا رو تا اونجا که میشه شناخت ، شناخته .
همین انسان تو مسجد ، هنگام سخنرانی میگه  : اگه کسی سوالی داره بپرسه…
بنده ی خدا بلند میشه و سوال میکنه :
(( تو سر من چند نخ مو هست ؟ ))
علی در جواب میگه : به خدا قسم می دانم ، ولی چه کنم که اگر بگوییم کار به شمارش می افتد .
حالا بماند شجاعتش در میدان جنگ…
قلب مهربانش در مورد کودک یتیم…
عدالتش در آزار دیدن زن غیر مسلمان در حکومتش…
درک نشدنش توسط آدم های دور و برش و درد و دل باچاه…
عبادتش و دادن زکات در نماز…
انیس و مونس پیغمبر بودنش...
بخشندگی اش..
علمش…
عملش…
متدین میگه : یا علی...
بی دین میگه : یا علی...
دزد میگه : یا علی...
ورزش کار میگه : یا علی...
معتاد میگه : یا علی...
لات و اوباش میگه : یا علی...
ملا و درس خونده میگه : یاعلی...
امی و بیسواد میگه : یاعلی...
با کلاس میگه : یا علی...
آدم معمولی میگه : یا علی...
از علی مظلوم تر نداریم ، هیچ شکی هم نیست که یگانه مظلوم تاریخه

همین انسان با اون همه سابقه ، تو مناجات نامه اش - یکی از عاشقانه ترین حرف های یه مخلوق با خالقه که میشه به زبان آورد یا با کلمات بیان کرد - میگه :

مولای یا مولای ، تو عزیزی و من ذلیل ، آیا رحم کند ذلیل را جز عزیز ؟
مولای یا مولای ، تو بزرگی و من حقیر ، آیا رحم کند حقیر را جز بزرگ ؟
مولای یا مولای ، تو بخشنده ای و من بخیل ، آیا رحم کند بخیل را جز بخشنده ؟
مولای یا مولای ، تو راهنما ای و من گمراه ، آیا رحم کند گمراه را جز راهنما ؟
مولای یا مولای ، تو بخشنده ای و من گناه کار ، آیا رحم کند گناه کار را جز بخشنده ؟

شریعتی حق داشت که بگه :
برادر ، چراغ ها را باید روشن کرد
من از تو برای طلوع بی تاب ترم
بگذار این مذهب جادو ، در روشنی بمیرد
تا " مذهب وحی " را ببینیم
چهره ی " علی " در روشنا یی زیبا و خدایی است
به تو و من - بی مذهب و مذهبی – هر دو
علی را در تاریکی نشان داده اند .

هیچ کس " علی " را نشناخت...
خلاص....

دوشنبه 9 مهر1386حسن اسماعیل زاده |

 به خاطری حذف شد...
دوشنبه 2 مهر1386حسن اسماعیل زاده |